پایگاه مقاومت بسیج محمدیه
 
یکشنبه 06 اسفند 1396 -

رای به سایت :
1644
محبوب

شهید محمد صادق نائینی

تاریخ شهادت:  1365-04-20
محل شهادت:  نامشخص-عملیات کربلای 5

  یکی از این نیروهای دلاور، سرباز دلیر وطن شهید محمد صادق نائینی متولد 6/11/1342 در شهر تهران است که به دلیل رشادت‌هایش جزو نیروی ویژه محسوب می‌شد و در عملیات کربلای 5 در منطقه شرق بصره با قداست از میهن دفاع کرد و برای وصال یار، همرزمان و یاران قدیمی را خداحافظ گفت.


محمدصادق در سال 56 در سن 15 سالگی وارد نیروی زمینی ارتش هنگ نوجوانان شد. آن زمان مدرک سوم راهنمایی داشت و در حین آموزش نظامی درس هم می‌خواند.

وی مراحل آموزش را در پادگان فعلی امام حسین (ع) سپاه که پیش از انقلاب پادگان آموزش ارتش بوده است گذراند.

در سال 57 که تحرکات ضد طاغوت و استبداد مردم ایران آغاز شد به فرمان رهبر فرزانه انقلاب ارتشی‌ها از پادگان‌ها فرار کرده و به سیل خروشان مردم برای از میان برداشتن پایه‌های فساد پیوستند.

بعد از خروج از پادگان در تعلیم فنون نظامی به مردم در کمیته و مساجد محل مثل مسجد امام جعفر صادق (ع) شروع به فعالیت کردند تا اینکه نهال انقلاب اسلامی در بهار پیروزی به بار نشست. از آن پس به مدت یک سال در نیروهای مردمی و کمیته انقلاب اسلامی در سال 1358 مشغول به خدمت بود.

محمدباقر، محمد مهدی و محمدعلی به همراه برادر خود محمدصادق نائینی که مشغول خدمت شبانه روزی در کمیته و مسجد منطقه مسکونی خود واقع در محله شهید مدنی تهران بودند با پیام امام خمینی (ره) به پادگان‌های خود برگشتند و برای نشان دادن وحدت میان نیروها در برابر منزل امام خمینی (ره) رژه رفتند.

محمدصادق در دوران خدمت به لشگر 21 حمزه زرهی ارتش منتقل شد و در یگان مخصوص قرار گرفت. مدتی بعد از این جنگ‌های مناطق کردستان شروع شد و گردان 19 حمزه ارتش، از زمین و هوا برای جلوگیری از شورش‌های منطقه وارد عملیات شد.

در حین این عملیات، شهید نائینی به عنوان چترباز از هواپیما پرید و ازجانب شورشیان از زمین به او تیراندازی شد و سقوط کرد و مجروح شد. اما پس از بهبود دوباره به منطقه مذکور اعزام شد و با کمک همرزمان خود منطقه کردستان را از لوث وجود شورشیان آن منطقه پاک کردند. محمدصادق نائینی در طول خدمت نظامی به درجه گروهبان دومی رسید.

بعد از مدتی، جنگ تحمیلی شروع شد و عراق متجاوز به ایران حمله کرد. ارتش با تمام قوا به مناطق غربی اعزام شد.

وی از شروع جنگ تحمیلی در تمامی مناطق جنگی خدمت کرد و در این مدت مسوول تانک B.M.P و موشک مالیوتکا بود. این نوع موشکی است مخصوص شکار تانک و چون محمدصادق تنها نیروی متخصص این کار بود نیروی ویژه نام گرفت.

در طول مسوولیت کاری، خیلی از تانک‌های دشمن را شکار کرد. البته ایشان همراه با خدمات نظامی در منطقه خدمات کمک رسانی از لحاظ آموزش و تعمیرات تانک‌های سپاه را انجام می‌داد.

در حین خدمت ایشان 12 الی 15 سرباز زیر دست داشت و به اندازه‌ای با سربازان خود خوش برخورد، مهربان و رفیق بود که تمامی سربازانش در زمان مرخصی به منزل ما می‌آمدند و با آوردن سوغاتی از شهرهایی چون شهرهای شمالی کشور، ترکمن، تبریز و... از محبت‌های ایشان قدردانی می‌کردند.

من از نظر ظاهری شباهت عجیبی به آن شهید داشتم. زمانی که برای دیدنش به منطقه می‌رفتم من را با محمد صادق اشتباه می‌گرفتند و یا با وسایل که در منطقه بود مرا مورد محبت قرار می‌دادند و خجالت زده می‌کردند به طوری که بعضی وقت‌ها مخفیانه پا به فرار می‌گذاشتم تا به دیدار برادرم بروم.

برادر بزرگترمان در زمان جنگ در منطقه‌ پدافند هوایی در دزفول خدمت می‌کرد. برادر دوم ما در هوابرد شیراز فردی واقعا نیرومند و خدا ترس و زبده  و در همه عملیات‌های جنگی پیشتاز بود. خود من در واحد زرهی 106 با واحد مخابرات ارتش و سپاه و در لشکر حضرت رسول (ص) خدمت می‌کردم.

اکثرا در یک زمان به مرخصی می‌آمدیم و از آنجایی که پدر و مادرمان به علت مشکلات روحی و زندگی به شهرستان شمال رفته بودند ما در خانه تنها بودیم.

شهید نائینی در امور مربوط به منزل مهارت زیادی داشت به همین دلیل به خاطر پذیرایی از مهمانان زیادی که به ویژه برای دیدار ایشان می‌آمدند مشکلی نداشتیم. گفتنی‌های زیادی از خدمات جنگی و ایثارگری‌های ایشان وجود دارد.

در مورد پیش از عملیات کربلای 5 و منطقه‌ای که بود برای دوستان و من می‌گفت: به ما فرمان عملیات ایذایی برای زدن تک به دشمن را دادند ما چند شب جلوتر آماده شدیم. در دو گروهان 25 نفره ساعت 12 شب آماده بودیم و در ساعت 1:30 شروع به عملیات کردیم وارد خاک‌ریز‌های دشمن شدیم بعد از درگیری‌های شدید تعداد 15 الی 20 نفر از نیروهای دشمن را با نارنجک و گلوله از بین بردیم. البته اکثر نیروهای دشمن خواب و یا در حال مستی بودند در این عملیات با شدت زیاد و سریع عمل شد که فرصتی به دشمن برای آماده شدن دست نداد و 2 الی 3 ساعت طول کشید.

بعد از عملیات به خاکریزهای خودمان برگشتیم و مدتی از منطقه‌ای که قرار داشتیم به منطقه دیگری در فاصله چند کیلومتری جابجا شدیم. البته این جابجایی زمانی بود که شهید محمدصادق نائینی برای مرخصی به تهران آمده بود. هنوز چند روزی از مرخصی ایشان باقی بود که گفت: من باید برگردم به منطقه چون جابجایی داریم. پرسیدم« مگر نیروهای دیگری آنجا نیستند؟». گفت: به آنها سخت می‌گذرد باید بروم. لباس نظامی به تن کرد خیلی محکم و استوار راهی منطقه شد. بعد از چند روز خبر شهادت ستوان یکم زرهی محمدصادق نائینی را به ما دادند.

نحوه شهادت محمدصادق اینگونه بود که وقتی به منطقه عملیاتی می‌رسد برای شکل‌دهی نیروهای تحت امر در داخل سنگر با سربازان خود به صحبت می‌نشیند ولی به علت گرما و رطوبت سنگر را ترک کرده و به فضای باز می‌روند.

حدود 6 فروند هواپیما به طرف نیروها و زاغه مهمات حمله کرده و موشک شلیک می‌کنند. نیروها همه زمینگیر می‌شوند. زاغه مهمات منفجر و موج انفجار باعث زخمی و بیهوش شدن بسیاری از نیروهای آن منطقه می‌شود.

برای دومین بار هواپیماها به طرف آن منطقه حمله کرده و با موشک‌های زمانی به سمت نیروهای زمین گیر شده شلیک می‌کنند در این حملات چند ترکش به گردن، ران پای راست و از پشت به قلب شهید اصابت می‌کند.

بعد از مدتی که به هوش می‌آید و می‌بیند دست و پای تمامی نیروهایش زخمی شده شروع به کمک کردن می‌کند تا بمباران قطع می‌شود. یک ساعت بعد از بمباران هوایی،نیروهای کمکی از راه می‌رسند و آمبولانس محمدصادق را به عقب منتقل می‌کند.

چند کیلومتر از منطقه دور شده بودند که شهید از راننده آمبولانس می‌خواهد او را به منطقه بازگرداند. این کار انجام می‌شود.

شهید محمدصادق نائینی به صورت طاق باز می‌خوابد و با لبخند می‌گوید که «بچه‌ها از طرف من از همه خداحافظی کنید من رفتم و روحش به طرف خدا پرواز می‌کند